خرید بک لینک
دلم میخاد شعر تو باشم سمنمگریه کنم داد بزنم عشق تو باشم سمنم دوری تو یک بهانه است تا دلم عزا بگیره تو قفسبمونم مثله پرنده تو قفس تو بگی یار منی من واسه تو چل چله آغاز بکنممن همون پرنده میشم که تو آب و دونشو جدا بریزیمن بهت زول بزنم مثله همیشهتو ندونی که منم منم بدونم که کیمیاسمن باز یاسمن ای سمنممن میخام واسه ی تو آواز بخونمتو قفس باشم و یک عمر تو رو گولت بزنمتو بگی چرا پرنده ام دوباره بال بال میزنهشوق دیدن تو باز منو به آواز بیارهمن بگم یاسمن و یاس و سمن عشق منهلکنتی دیگه ندارم بگم ای سیمین برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:54

این روزا کمر درد امان برام نگذاشته ازون طرف روحی هم بخاطر مسائل مالی شرکت بهم ریخته ام دو هفته است سر کار نرفتم.

راضیه خانم محترم هم خواب جالبی دیده بدون اینکه خبری از کمر درد من داشته باشه خواب دیده دعوتشون کردیم توی باغ سه تا مار بوده یکی زرد و دو تا سیاه یکی رو من گشتم و یکی رو خودش و یک سیاه که قرار بوده سیمین بکشه باقیمونده.

کمردرد

جالبه خواب برام بدون اینکه اطلاع داشته باشه خواب دیده

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:54

تهران کلاس آخر و تهیه ماشین و دلتنگی عاشق بی نشانتم وصف تو ملک آخرمکس به کسی ندا نداد من طلب رخ توامروز و شبم یکی شده خواب شبم سیه شدهیاسمنم سمن شده طالب بی قرارتمچشم دلم سیه شده روی تو روی ماه شدهمن همه شب به دیدنت دست به دست تموقت طلب شده ای سمن روز و شبمیک دو کنان به سوی تو ناله ی عاشقانه اموقت سحر شده من چه کنم دلم دگرطالب بی قرار تو در پی این قرارتمفردوس منی چرا تو را بدون اذن صدا کنموقت و زمان شعر من چرا ندیدن یاسمنمشعر سپید من جمله بی قراریمندیدن رخ سمن ، سیمین بی نشانه ام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:54

سیمین اینجا نمیاد سیمین درد و بلات بخوره تو سرم ولی نمیدونم اینجا رو یادت رفته یا نه اما به نظر میرسه مدتها اینجا نمیای شاید هم به نفع من باشه اینجا باهات صحبت کنم اما سیمین نمیدونم چم شده انگار افسرده ام یا شایدم دلتنگتم آخه من الان دقیقا روز سومه تو رو و بچه ها رو ندیدم خیلی بی قرارم خیلی دلتنگم.نمیدونم کی این مطلب رو میخونی اما یادت نره من هر جا باشم قلبم بخاطر تو داره میزنه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:54

الان روبه روت نشستم و نگات میکنم واقعا نبودی چجور میتونستم زنده بمونم واقعا تنها دلیل زندگی کردن من تویی عزیزم

وقتی نگات میکنم لذت میبرم سیمین تو واقعا کی هستی آیا همون فرشته ی نجات منی؟

دلم گرفته دوستت دارم

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: جمعه 29 تير 1403 ساعت: 13:19

متن آهنگ تموم زندگیمو فقط با یه اشارهدنیارو وقتی که قراره بی تو تنها شم نمیخوامچیزی به جز این که بتونم عاشقت باشم نمی خوامدیدار من با تو اگه حتی تو خوابم باشه خوبهاما اگه باید صبح از این خواب خوش پاشم نمیخوامای کاش حقم از تمومه زندگی تنها تو باشیمن عاشق تنهاییم تنها بشم اما تو باشیتصمیم میگیرم تا وقتی زنده ام غرق باشماما فقط وقتی تو اعماق این دریا تو باشیتمومه زندگیمو فقط با یه اشارهبهت میبخشم اینکارا برام کاری ندارهتو لب تر کن ببین من چقدر دیوونه میشمدیوونه هیچ ترسی از گرفتاری ندارهتمومه زندگیمو فقط با یه اشارهبهت میبخشم اینکارا برام کاری ندارهتو لب تر کن ببین من چقدر دیوونه میشمدیوونه هیچ ترسی از گرفتاری ندارهعشقی که بعد از صد سال بازممثل روزای اولش بجوشه خوبهاز کل دنیا کنج دل توجای من تنها همین یه گوشه خوبههرجور باشی دوست دارممجبورم از دستت بدم چون زندگیمیبا من بسازو دنیامو نسوزونهرجور میتونی بمون یار قدیمی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: چهارشنبه 19 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:41

الان دوساعتی میشه ازتون جدا شدم برای رفتن به دبیالان فرودگاه هستم دلتنگی عجیبی تمام وجودم رو فرا گرفتهکاش دکمه غلط کردنی بوداما برای آینده ی شما سیمین و شهرزاد و رضا باید تلاش کنم شما در آینده به پول نیاز دارید پس دلتنگی نباید مانع ساختن آینده شما باشهجالب اون رضا که چوله پشتی داده براش وسیله بدرد بخور بخرم دلم از عشقم سیمین یک ذره شده انگار سفر پنج روزه ی سختی بعد از ۱۱ سال برای اولین بار پیش رو دارماما برای ساختن رویاهاتوت باید خودمو نادیده بگیرم گرچه به سیمین و رضا و شهرزاد سخت تر خواهد گذشتسیمین و رضا و شهرزاد بانو دوستون دارمعشق سراسر همراهتون ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1402 ساعت: 14:52

آخه من…آخه من چهجوری بی تو دووم بیارمبی تو تنهام بی تو مشتی از غبارمدار و ندارم این خنده هاتهاین نمِ بارون که تو چشاتهچقد شبیهی به آرزو هامبمون کنارم که خیلی تنهامطوفان عشقت زده به جونمنوازشم کن بی آشیونممنم مث تو دلم گرفتهآروم بگیر رو ساحل شونمدلتنگ شالیزاری امکه با چشات همسفرهنگاه تو هنوز منوبه مرز دریا میبرههنوز نگام که میکنیبی تابیام شروع میشنانگار یه جنگل چلچلهاز قلب من پر میکشنطوفان عشقت زده به جونمنوازشم کن بی آشیونممن مث تو دلم گرفتهآروم بگیر رو ساحل شونم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 4:33

زده به سر من هوای توشیرینه حرف زدن برای تومنو تو نداریم منو تو که هر چی برا منه برای توقشنگه واسم صدای توقربون حالت نگاه تومن و تو نداریم منو تو که هرچی برا منه برای توپاشو بیخیال همه چی شوبه کسی هم نگو دلیلشومن خودم حسابی مریضتمفرض ام هم براینه عزیزتمبا اینکه گذشته تو سرم هستفهمیدم باغچه ها با آفتناز الان میمونی پیش خودمدست هامو ول کنی ناراحتمزده به سر من هوای توشیرینه حرف زدن برای تومنو تو نداریم منو تو که هر چی برا منه برای توقشنگه واسم صدای توقربون حالت نگاه تومن و تو نداریم منو تو که هرچی برا منه برای توبیا تو عشق تو یه معجزه شوهیشکی نمیدونه اخرشوخوب و بد نداره هرچی بشهاخه حکمتِ حتما و مامیگیم شکراین دلو من دارم لازمشوکوله ات رو جمع کن و عازمش شومنطقی باشی حتما میبازیبکش تو همه چی وسط پای عشقوزده به سر من هوای توچه خوبه مردنم برای تومنو تو نداریم منو تو که هرچی برا منه برای توانقد عشقی اخه چجوری توتورو دیدم دلم یه جوری شدمن میخوام برسم به تو فقط اما نمیدونم چجوریشودردم از یار است و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز هماینکه میگویند ان خوشتر ز حسنیار ما این دارد و ان نیز هماز الان شیش دنگ حواستوپرت من کن بخون نمازتودل تو ایینه رو به خداستما اینجاییم که تش بریم کجاباشه تو سر تو هوای منقشنگه باشی بیقرار منچشم هاتوبپوشون تو از همه اون نگاتتمامش مال من خنده هاتدوای دل من باتو غم نداره دل منکل سرزمین وجود تو حق منه اب و گل منبگو پشت منی تا همیشهتو سربالایی سرعتت کم نمیشهبم بگو صافی تو مثل شیشهحتی سنگ بشه میمونی باز تو پیششعشق ، این چیزارو حالیش نمیشهبذار اوازمون تو دنیا بپیچههرچی خوبه به همه نمیادولی وای چقد اومده به تو ریشت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1402 ساعت: 4:33

بعد از مدتها اومدم اینجا چقدر برام قشنگ بود.کلی گریه کردم. سیمین جان عزیزم خیلی دوست دارم

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1402 ساعت: 16:10

حالا که تو این شرایط سختی نمیدونم چجوری وصف کنم ولی چند ماهه سختی زیادی رو داری تحمل میکنی بخصوص این اواخر ولی نزدیکه قراره هفته بعد تو روزای اول سال چهارتا بشیم و این خیلی خاص و دوست داستنیه عزیزم خیلی دوست دارم خدایا کمکمون کن خدایااااا ممنون

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 7:46

باز باز باز باز خوابتو دیدم خدایا هر وقت قراره بمیرم با این خوابا منو ببر

تو کلاس بودیم تو جلو نشسته بودی و من ردیف پشت سرت

کلاس تموم شد و رفتی کنار میز استاد وایستاده بودی

من اومدم یه مشت کوچولو زدم به بازوت و گفتم حالا بدون خداحافظی میری

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 7:46

تولدی دیگر شکل گرفت و ما دوباره خداوند مسئولیتی را بر دوشمان نهاد

خدایا این نعمتت را به خودت و امام هشتم میسپارم خدایا و امام رضا نگهدارش باشید خدایا از تو میخواهم که زندگی این فرزندم بدور از غم و هیجان و استرس باشه زندگی راحت و راحت و زیبا برایش خواستارم خدایا تمام سختی ها را به خودم ......

زندگیی با معنی ولی بدور از استرس و هیجان زندگیی آرام و مملو از شادی و هدفی برای صعود به استعدادهای ذاتیش خدایا کمک.....تا دقایقی دیگر میبینمتون مادر و فرزند

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 7:46

پسرکی زیرک و بازیگوش و شیطون به چشمم اومد مامانیشم خوبست

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 7:46

سخته شایدم انرژی بخش از لحاظ کاری

این روزا سرم و مغزم خیلی شلوغه

مبور شدم تنهایی بدون عشقام برم تهرون

سخت بود خیلی

متاسفانه امشبم مبورم بخاطر خرید شرکت تنهایی برم

سخته ولی با مغز شلوغم از طرفی هم مسکن

ولی در کل سخته

عزازان زنگیم عشقام همسر و دخترم دوستتون دارم بینهایت

میدونم براتون امشب چقدر سخته ولی مبورم منو ببخشید.

دوستون دارم

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 13:08

صفحه بندی